مراد على شمس

52

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

جمعى از حظ توفيق حضور بود ، و فريقى را نصيب اطلاع به‌صورت اصطلاحات ، و بعضى را نيل عروج به معارج علمى ، و طايفه‌اى را ميل به سير و سلوك عملى ، و قليلى را وصول به منقبتين علم و عمل ، و در حقيقت به‌همان مثابت است كه حكيم الهى جناب ميرزا ابو الحسن جلوه - قدس سره - در شرح حال خويشتن ترقيم فرموده است كه : « بالفعل اكثر طلاب از شهرهاى مختلف كه ميل به معقول دارند ، گرد من جمع‌اند هر جمعى به خيالى ، برخى محض آموختن اصطلاح و طائفه‌اى به‌جهت آراستن مجالس ، و شر ذمه‌اى به‌جهت صداقت و ساده لوحى و اعتقاد به عالم تجرد ، شرح اين طائفه است ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ . « 1 » هركس از ظن خود شد يار من * و ز درون من نجست اسرار من وقتى جناب استاد علّامه طباطبايى براى اين داعى حكايت فرمود كه چون از تبريز عزم مهاجرت به قم كرده‌ام با قرآن مجيد استخاره نمودم اين آيه كريمه آمد : هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً « 2 » ( كهف 44 ) . استاد حسن زادهء آملى در بخشى ديگر از سخنان خود در مورد كمالات و حالات علمى و معنوى علامه چنين مىفرمايد : جناب علّامه طباطبايى آن غوّاص بحار معارف است كه به عمق مطالب عرشى اسرار حكمت متعاليه جناب صدر المتألّهين رسيده بود ، آن چنان كه خود مجتهد در فن بود و همچنين به كلمات شيخ الرئيس ، چه منطقش و چه فلسفه و چه حكمتش ؛ ايشان شفا را در محضر استادشان آقاى سيد حسين بادكوبه‌اى

--> ( 1 ) سوره واقعه ، آيات 13 و 14 . ( 2 ) يادنامه مفسر كبير ، ص 89 و 90 .